دات نت نیوک

سفرنامه

مطالب

بانکوک، بله و خیرها

12 اردیبهشت 1396 06:24 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

تایلند رو مثل کشورهای دیگه گرمسیری به یک علت خیلی دوست دارم و اونم تنوع میوه های گرمسیری و نقاط دیدنی طبیعیش. هدفم از سفر تایلند هم همین بود، پیدا کردن راهی برای تعریف جدید از تایلند. اولین برخوردم با این کشور از هواپیمایی تای ایر شروع شد. خدمه ای با لباسهای سنتی تایلند، مودب و مهربان و البته یک شکل! یادم میاد یه دفعه فیلم  rush hour 2 رو میدیدم وقتی جکی چان به دوستش گفت فلانیو بزن گفت اینا همه شون مثل همن کدومو میگی؟ اونموقع بهش خندیدم ولی واقعا میگم توصیف کردن تمایزهای یه تایلندی با بقیه تایلندیها برای یکی دیگه خیلی سخته. 
ایرانیهای پرواز با ورود به هواپیما خودشون میشدن، اونکه میخواست حجاب داشت و اونایی که نمیخواستن برمیداشتن و چقدر ناراحت شدم که شرایط یک کشور مردمش رو اینطور جلوی غریبه ای کوچک کنه. کاش شرایط برای خودت بودن فراهم بشه. خوراکی که توی هواپیما سرو میشد نشون میداد پیش رو مجموعه ای از سیر و ماهی و سس سویا خواهیم داشت. به شخصه سس سویا رو نمی پسندم ولی متاسفانه تو خوراکهای زیادی استفاده میشه و از محبوبین تایلند هست. ضمنا تایلندیها از خوراکهای یکم شیرین خیلی خوششون میاد بطوریکه تو میز طعم دهنده ها در کنار فلفل، بجای نمک روی میزهاشون شکر دارن.

ورود ما به کشور تایلند از فرودگاه بین المللی سووارنابومی بانکوک بود. فرودگاهی که موقع نشستن بزرگیش کاملا مشخص بود ولی وقتی میرفتی توش تازه متوجه میشدی واقعا بزرگه! فرودگاهی با تمام امکانات مورد نیاز یه مسافر و بخصوص باجه های بانکی و تبدیل ارز در سراسر فرودگاه. و مسافرای تایلند یک چیز رو در نظر داشته باشن: علیرغم اینهمه توریست ایرانی، هیچکدوم از صرافیهای اونجا ریال ایران رو براتون تبدیل نمیکنن. بنابراین برای رفتن به تایلند یا باید ایران بات (واحد پول تایلند) بخرید یا باید ارزهای کشورهای آمریکا، اروپا، روسیه و حتی امارات رو با خودتون ببرید. تو این کشور انگلیسی رو با لهجه عجیب تایلندی صحبت میکنن و یکم طول میکشه تا کلمات رو متوجه بشید. اونا (ر) ندارن و اونو (ل) تلفظ میکنن و چنتا چیز اینطوری دیگه. علیرغم دما و رطوبت بالای محیط و با وجود بزرگی ساختمون فرودگاه، بخاطر تهویه مناسب هیچ جا گرما حس نمیشد تا زمانیکه از در زدیم بیرون.

من و سحر با ماشین از فرودگاه به هتلمون برده شدیم و اونجا وسائلمونو گذاشتیم زمین و بعد از انجام کارهای مربوط به اتاق، زدیم بیرون تا طبق اطلاعاتی که گرفته بودیم جاهایی که میخوایم رو بگردیم. این موضوع رو باید اول بگم که سفر بدون جمع آوری اطلاعات از مقصد، بخصوص سفرهای خارجی، اشتباه محضه. حداقل این موضوع تو نسل ما نباید دیده بشه. وقتی چشماتو میبندی میری سفر وقتت و پولتو هدر دادی و برمیگردی و نمیدونی چیکار کردی! اطلاعات بانکوک رو از تریپ ادوایزر و لونلی پلنت درآوردیم و چیدمان برنامه مونو تو بانکوک با یه دوست هندی بنام گانش و تو پاتایا با یه دوست آمریکایی بنام جیسون هماهنگ کردیم و تقریبا بستیم. درسته سرچ اینترنتی کمک زیادی میکنه اما گفته های یه فرد محلی، مثل نمک غذاست... بهترین چیزه. 

ما از راهنما خواستیم خارج از هتل ببینیمش که نخواد برگردیم هتل و اونم چهارراه "پاتورن وم" رو بهمون آدرس داد. ایشون خودشو حمید معرفی کرد و نقاط دیدنی بانکوک رو با معرفی مراکز خرید لوکسی مثل MBK، سیام سنتر و سنترال ورلد شروع کرد تا به سافاری باغ وحش بانکوک رسید. اطلاعات خیلی خوبی درباره مراکز خرید داشت ولی اطلاعات زیادی از تور سافاری باغ وحش بانکوک نداد و نگفت چقدر هزینه داره یا چند ساعت طول میکشه و فقط گفت اگه خواستید اطلاع بدید با شرکت هماهنگ میکنم.چیزی که باید اینجا به همه افراد پیشنهاد بدم اینه که وقتی توری رو تدارک می بینید حتما از آپانس یا کارگزار امکانات برگزاری تورهای درون یا برون شهری و هزینه و مدت زمانشون رو وقتی تو ایران هستید بپرسید تا بتونید بدرستی تصمیم گیری کنید. ما که اطلاعی از تورهای موجود نداشتیم، برنامه خودمون رو پیگیری کردیم. اون روز عصر رو به خرید اختصاص دادیم. تنوع واقعا زیادی تو این مراکز هست. صندلی برای نشستن، نوشیدنی و خوراکی تو هر طبقه و ادب فروشنده ها همه و همه مجموعه ای لذتبخش برای خرید برای بازدید کننده میسازه. شوهای شبانگاهی شرکتهای سازنده بزرگ برای تبلیغ با رقص نور و آواز هم گاهگاهی هست. آبنمای بزرگ با درختای نخل تزئین شده با ریسه های نور مرکز خرید سیام هم یه چیز فوق العاده است برای عکاسی. 
اگه خیلی اهل خرید نیستید و نمیخواید پولتونو حروم مارک کنین و از طرفی این شانسو دارید که شنبه یکشنبه بانکوک باشید، حتما برید چاتوچک که البته تو زبون خودشون بهش میگن JJ Market . اونجا همه جور توریستی پیدا میکنید (بجز ایرانیها متاسفانه) همه اومدن تنوع رو ببینن. از آفریقا و آسیا و اروپا و آمریکا همه و همه اومدن دارن بین لباس و صنایع دستی و خوردنی و نوشیدنی و کیف و کفش دنبال سوغاتی میگردن. علیرغم وسعت فوق العاده زیاد این بازار، هر گوشه اش که برید کلی آدم در حال رفت و آمد می بینید که در کمال تعجب خبری از هموطنانمون نبود تو این بازار! برای رفتن به چاتوچک بهترین و مناسب ترین راه استفاده از قطار سریع السیر یا BTS هست. باید ایستگاه موچیت پیاده شید و اونجا پارک چاتوچک جلوی شماست که کافیه دنبال صف آدمها برید تا به بازار چاتوچک برسید. یادتون باشه حتما حتما بستنی نارگیل رو امتحان کنین. بستنی که تو نارگیل سبز میدن بهتون فقط بیست بات (دو هزار تومن) براتون خرج برمیداره ولی یه مزه فوق العاده براتون بجا میذاره. چیز جالب دیگه ای که تو چاتوچک حتما باید ببینید صنایع دستی هست که البته خیلیهاشون قابل حمل نیستن ولی دیدنشون خالی از لطف نیست. بازار خوردنیهاش هم چیزای جالبی داره که شاید خیلی با سلیقه ما جور درنیاد ولی چیزای جدیدین و بهتره از دستشون ندید. 

یه چیز جالب بگم درباره کل تایلند، لطفا هر قیمتی بهتون اعلام شد حتی برای تاکسی (البته تاکسیهای بدون تاکسیمتر) درباره اش چونه بزنید. قیمتهای تایلند هم مثل ایران تو بیشتر مراکز و بازارها قابل چونه زدنه. بعد از کلی پرسه زدن تو بازار چاتوچک رفتیم تو پارک و نشستیم و خستگی در کردیم. سه تا دختر دانشجو اومده بودن با توریستها درباره چاتوچک مصاحبه میکردنْ‌ما رو هم گیر آوردن و مصاحبه کردیم. با استفاده از نقشه دانلود شده بانکوک رو برنامه تریپ ادوایزر مکانهای دیدنی اطراف رو چک کردیم و دیدیم باغ پروانه دارن اونورا. راه افتادیم بسمت باغ پروانه ولی چشمتون روز بد نبینه حدود یکساعت و ربع دنبالش میگشتیم تو اون گرما تا پیداش کردیم. جای دیدنی و کوچیکی بود که دقایق آروم با عکسای جالب رو برای ما دوتا رقم زد.

یه چیز جالب، علیرغم شباهتهای ظاهری بازار تایلند و وجود دستفروشهای زیاد ولی اونجا اجناس یا خدماتی هستن که فقط تو فروشگاههایی تحت عنوان 7-11 -یا بقولی سون ایلون- ارائه میشن. خبری از سوپرمارکتهای غول آسا نیست ولی این خدمات و اجناس مخصوص همین فروشگاههاست که به تعداد بسیار زیاد و در اندازه کوچیک تو همه خیابونها میتونید پیدا کنین. یادتون باشه شارژ خط موبایل و ... همه مربوط به همین فردشگاههاست. 

یه چیزی که اگه نبینید عملا انگار تایلند نرفتید، معابد یا همون "وات" ها هستن. واتها یه جورایی معادل مسجدهای خودمونن با این تفاوت که کلا نگرش بودیستها با مسلمونا به زندگی و فلسفه حیات متفاوته. اونا اعتقادات جالبی دارن و خدای خودشون رو بخشنده میدونن و وقتی چیزی رو از خداشون میخوان فقط منتظر زمان گرفتنش هستن و نه مثل ما بین شک و یقین اینکه خواسته مونو بهمون میده یا نه. دیدگاههای بودیستها خیلی جالبه و گاهی هم خیلی شبیه میشیم مثلا درباره نذر و دادن هدیه به راهب برای کمک به معبد و ... واتها ساختمونهای بسیار بسیار جالب و تحسین‌برانگیزی دارن. بعضی وقتا با خودم فکر میکنم احتمالا سعدی جز شیراز جایی نرفته که اعتقاد داره هنر نزد ایرانیان است و بس! چون هنر در هر شکلی گوشه گوشه دنیای بشری ما واقعا دیدنی و قابل تحسینه. موقعیت آب و هوایی تایلند هم شرایط خاصی رو تو طراحی می طلبه که خودش جای دیدن و بحث زیاد داره. حتی اگه هیچکدوم از معابد تایلند رو نخواستید یا نتونستید ببینید، حتما حتما حتما گرند پالاس رو ببینید. مجموعه واتها و زیارتگاههای خاندان سلطنتی با بالاترین تعداد بازدید کننده بین دیدنیهای بانکوک، واقعا دیدنیه و باز هم متاسفانه تو بازدیدمون علیرغم شلوغی زیاد از ملیتهای متفاوت فقط چند هموطن رو دیدیم. معابد بودای ایستاده، بودای نشسته، بودای خوابیده، معبد مرمر -نزدیک باغ وحش بانکوک- وات فو، وات آرون از جمله معابدی بودن که موفق شدیم ببینیم. وقتی برای دیدن گرند پالاس رفته بودیم، برنامه بعدی مون دیدن موره ملی تایلند بود اما متاسفانه موزه ملی دوشنبه و سه شنبه ها تعطیله و وقتی اینهمه راه رو تا اونجا رفتیم و راهنمای جلوی در گفت تعطیله، خیلی خورد تو ذوقمون اما از اونجا که هیچ اتفاقی بی دلیل نیست از همون راهنما خواستیم بهمون بگه اطراف اونجا کجاها رو میتونیم ببینیم و اون که به انگلیسی مسلط بود واقعا بهترین راهنمای ما تو تایلند شد. ما رو به دیدن سه معبد و یک کارخونه سنگهای قیمتی دعوت کرد و روی نقشه ای که تو دستش بود علامت گذاری کرد و بعد برامون یه توک توک با قیمت باورنکردنی 150 بات گرفت تا ما رو تو یکساعت و نیم به هر چهار نقطه ببره و این در حالی بود که گرفتن توک توک برای مسیر 20 دقیقه ای چیزی حدود 200 بات برامون آب میخورد. ما فقط تونستیم با هدیه دادن یه بسته کوچیک زعفرون ازش تشکر کنیم -همیشه از ایران تور میرید با خودتون چنتا زعفرون کوچیک ببرید، هر جای دنیا برید آدمهای خوبی پیدا میکنید که بخواید ازشون تشکر کنید و بهترین، ارزشمندترین و کم جاترین تشکر زعفرون ایرانه.

مجموعه آیوتا که حدود 90 کیلومتری شهر بانکوک و نزدیک بازار روی آب هم هست که متاسفانه فرصت دیدن این معبد و بازار رو پیدا نکردیم.

درباره باغ وحش بانکوک، کارخانه چانگ، کارگاه لمبرت و چنتا چیز کوچولوی دیگه بزودی مینویسم.

 

ویدئو
تصاویر پیوست
امتیاز دهید:
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.