دات نت نیوک

سفرنامه

مطالب

سفر دوباره به کویر

01 آذر 1395 21:09 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

سفر این دفعه به یزد خیلی دیدنیهای زیادی داشت. ماشین شخصی باعث میشه بتونی هرجا بخوای بایستی و از دیدن کوتاه یا طولانی مدت اونچه علاقه داریْ لذت ببری. از سورمق که رد شدیم وارد استان یزد شدیم و ابرکوه قدیمی ترین سرو ایران ما رو به خودش دعوت کرد. دیدن یخچال عظیم خشتی ابرکوه برام جالب بود چون تابحال نمیدونستم یخچال خشتی هم داریم. اینطور که پرسیدیم برف کوههای اطراف رو توش انبار میکردن و برای تابستون ازش استفاده میکردن. کنار جاده اصلی هم هست و براحتی اگه فقط از تو ابرکوه بگذرید میتونید ببینیدش و حتما اینکارو بکنید. سرو پنجهزار ساله ابرکوه هم که ثبت جهانیه و گفتن نداره که حتما باید به این خلقت خاص خدا سلام کرد. سمت چپ باغی که سرو ابرکوه هست ساختمون گلی زیبائی هست که از همون بیرون هم واقعا دیدنیه. برای دیدن خونه آقازاده رفتیم ولی متاسفانه دیروقت بود و بسته بود. تقریبا تمام چیزائی که تو یزد دیدم برای من تکراری بود، بجز آشهای نذری. این سفرمون تو ماه صفر بود و همه جا نذری پزون به راه ... بوی آشهای نذری واقعا خوب بود. اینقدر خوب که دلت میخواست همونجا بشینی تا آماده بشه و ازش بخوری. 

این سفر درس بزرگی هم برای خودم داشت. فکر میکردم یاد گرفتم با آدمها برخورد کنم ولی اشتباه میکردم. الان یکی دو سالی هست دارم سعی میکنم خودمو بهتر بشناسم. این مدتی که گذشت ناراحتیهای زیادی رو پشت سر گذاشتیم و رفتارهای یه جورائی انگار بهم نشون میداد تغییر کردم، تغییرات خوب. ولی یه سفر بهم گوشزد کرد: هنوز خیلی مونده! شایدم تغییر کردی ولی شرایطت هم تغییر کرده بود. بعضی وقتا تغییر میکنی ولی خود اون تغییره ناپایداره. باید سعی کنم یاد بگیرم تغییرات خوب خودمو مانا و پایدار کنم. تو سفری که این دفعه به یزد داشتیمْ پانیذ کوچولو و زهرا هم همراهمون بودن. همون پانیذ کوچولویی که کلی چیز بهم یاد داده بودْ دوباره هم بهم یادآوری کرد باید رفتارهای کودکانه مو دوباره ببینم و بزارم کنار.

ویدئو
تصاویر پیوست
امتیاز دهید:
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.